-
3 ماه پیش
چگونگی پیدایش فرهنگ مهرگانیسم؟
چگونگی پیدایش؛ (از اشکهای یک همکلاسی تا پانزده سال اسارت برای نور) هر جریانی که تاریخ را به چالش میکشد، از یک لحظهی سرنوشتساز آغاز میشود. نطفهی مهرگانیسم نه در کتابخانههای آرام، بلکه در تلاطم یک بیعدالتیِ عریان در کلاس درس بسته شد. جرقهای در تاریکی:(بغضی که جهانبینی شد) ∆در دوران نوجوانی، آن زمان که سایهی سنگین تندرویهای ایدئولوژیک بر بخش عمدهای از ارکان آموزش سنگینی میکرد، شاهد صحنهای بودم که مسیر زندگیام را برای همیشه تغییر داد. همکلاسیام، تنها به خاطر داشتن باوری متفاوت (تسنن)، زیر آوارِ نقدهای تند، توهینآمیز و بیرحمانهی معلم دینی قرار گرفت. او با چشمانی گریان کلاس را ترک کرد و برای همیشه از آن مدرسه رفت؛ اما آن اشکها در جان من خشک نشد. آن روز، پرسشی بنیادین در ذهنم طنینانداز شد: «چگونه باوری که مدعی کمال و هدایت است، میتواند اینگونه کرامت انسانی را به مسلخ تعصب ببرد؟» چرا اگر هم سخن درست باشد باید رفتار تند را در مقابل فردی که بنابر اعتقادات شخصی خود از آنچه که باورش را تشکیل داده دفاع میکند ، برگزید. بیست سال جستجو در هزارتوی اندیشه آن جرقه، مرا به سفری بیستساله در ژرفای مکاتب دینی، مذهبی و فلسفههای جهان واداشت. هرچه بیشتر جستم، با خلأهای عمیقتری روبرو شدم؛ خلأهایی که نشان میداد مرزبندیهای سیاسی، نژادی و مذهبی، قرنهاست که انسان را از انسان جدا کرده است. من به دنبال پیوندی بودم که هیچ حکمی نتواند آن را بگسلد؛ پیوندی فراتر از جغرافیا و شناسنامهها. در همه تفکرات مذهبی و فلسفی نکاتی وجود دارد که میتوانند مورد موافقت و یا عدم موافقت در دیدگاه اقشار مختلف مردم و جوامع مختلف قرار گیرند. پانزده سال صبر و شکیبایی در میان دیوارها مسیرِ حقیقت در اقلیمِ تعصب، بی هزینه نیست. پایبندی به آرمانِ «انسانیتِ بدون مرز»، برای من به بهای بیش از پانزده سال اسارت، محرومیت و محدودیتهای شدید تمام شد. کتاب «اصول آموزههای فرهنگ مهرگانیسم»، مانیفستِ این مکتب، در واقع فرزندِ دورانِ اسارت است. این واژهها در دلِ تاریکیِ زندان، با هزینههای گزاف مادی و معنوی و در سختترین محدودیتها صیقل خوردهاند. من در جایی که کلام و صدا مفهوم خود را از دست میدهد، به زبانی دست یافتم که امروز میتواند با تمام جهان سخن بگوید. مهرگانیسم؛ (ثمرهی یک رنجِ آگاهانه) امروز آنچه پیش روی شماست، حاصل دو دهه تحقیق و پانزده سال پایداری در برابر طوفانِ خصومتهاست. مهرگانیسم برآمده از این ایمان است که: «تنها راه نجات بشر، نه در پیروزی یک دین بر دین دیگر، بلکه در عبور از دینخویی به سوی اخلاقِ ناب و پیوندِ جهانیِ مِهر است.» احترام به تفکرات دینی و فلسفی هر شخص میتواند به معنی تایید نباشد ولی میتواند عاملی موثر بر حفظ دوستی و ایجاد تعامل و گفتگو و بهرهمندی از داشتههای یکدیگر را فراهم نماید و فضای اصلاح و رشد خرد و اندیشه را در یک بستر صلح آمیز و در راستای رسیدن به حقیقت بوجود آرد. من از پشت دیوارهای بلند، به افقهای دوردست نگریستم تا بیاموزم که چگونه میتوان حتی در اسارت، آزاد زیست و چگونه میتوان از دلِ کینه، مکتبی برای «صلح و دوستی» بنا کرد. با مخالف تعامل کرد و از او نیز شنید و با او نیز گفتگو کرد. {{این صدایی که امروز میشنوید پژواک صدایی است از قعر جهنم که به امید ساختن بهشتی در دل مردمان برخاسته است}} این را باید دانست که در یک خانواده هم ممکن است پدر ، مادر و فرزندان دارای دیدگاههای مخالف باشند ولی هیچگاه به واسطه این اختلاف دیدگاهها به هم توهین نمیکنند و در پی حذف یکدیگر برنمیآیند چرا که در هر صورت از یک خانواده هستند و همین موضوع در خصوص یک دنیای بزرگتر بنام کره زمین میتواند صدق کند فقط در صورتی که باور نماییم همه ما با هر دین و تفکر و مسلکی در نهایت عضو یک خانواده بزرگ هستیم هر چند گویشهای ما متفاوت باشد و یا مرزهای سیاسی ما اعضای خانواده را از هم جدا کرده باشد. باید باور داشت که بر پایه اصل احترام به یکدیگر بعنوان اعضای یک خانواده همه افراد با رعایت حال یکدیگر میتوانند در آرامش و فضای صلح و تعامل زندگی کنند و بجای دشمنی از همفکری و مباحثه و تبادل افکار با یکدیگر لذت برند و به واسطه این نقد و بررسی و فضای پژوهشی زمینه رشد خرد و اندیشه را رقم زنند.
