دسته بندی‌ها

blog
  • 3 ماه پیش

اهداف فرهنگ مهرگانیسم

اهداف مهرگانیسم: (ترسیمِ نقشه راه برای فردای بشریت) ​ما در مهرگانیسم، اهداف خود را نه در تصاحب قدرت و نه در ترویج یک ایدئولوژی ایستا، بلکه در «تغییر بنیادینِ ترازِ فکری بشر» جستجو می‌کنیم. اهداف ما ایستگاه‌هایی هستند برای رسیدن به جهانی که در آن آگاهی، جایگزین تعصب و صلح، جایگزین بقا به شرط فنای دیگری شود. ​۱. فروپاشیدن مرزهای ذهنی و ساختگی ​بزرگترین زندان بشر، مرزهایی است که در ذهن او ترسیم شده است. هدف نخست ما، بیدار کردن انسانی است که فراتر از پاسپورت‌ها، نژادها و برچسب‌های مذهبی، خود را «شهروند جهان» و عضوی از پیکره‌ی واحد انسانیت بداند. ما به دنبال تشکیل جامعه‌ای بدون مرز هستیم که در آن جغرافیا، دلیلی برای جدایی نباشد. ​۲. خلع سلاحِ تعصب و پیشگیری از خودکشیِ جمعی ​∆در دنیایی که سیاستمداران خودمحور بر روی زرادخانه‌های هسته‌ای و شیمیایی نشسته‌اند، هدف ما خنثی کردنِ ماشه‌ی این سلاح‌ها از طریق «دیپلماسیِ مِهر» است. ما می‌کوشیم تا با پیوند دادن ملت‌ها، اجازه ندهیم جنونِ قدرتِ چند نفر، تمدن چندهزارساله بشر را به خاکستر تبدیل کند. هدف ما، جایگزینی «رقابت برای نابودی» با «همکاری برای بقا» است. ​۳. بازگرداندنِ «حرمت» به ارکان حیات: ​∆هدف ما احیای ارزش‌هایی است که در چرخ‌دنده‌های مدرنیته و سیاست‌زدگی خرد شده‌اند: ​∆تقدسِ طبیعت: بازگرداندن نگاهِ نگهبانانه به زمین، به جای نگاهِ غارتگرانه. ​∆شکوهِ خانواده: بازتعریف جایگاه مکمل و برابرِ زن و مرد و ارج نهادن به ریشه‌های وجودی‌مان (پدر و مادر). ​۴. آگاهی‌بخشی و عبور از «خط قرمزهای تاریک» ​∆ما هدف خود را دریدنِ پرده‌های جهل و تزویر می‌دانیم. هدف ما توانمندسازیِ فکریِ تک‌تک افراد است تا با سلاحِ تحقیق و دانش، از هر آنچه به نام «خط قرمز» مانعِ دیدنِ حقیقت می‌شود، عبور کنند. ما می‌خواهیم انسانی بسازیم که دیگر «تسخیر‌پذیر» نباشد. ​۵. استقرارِ صلح بر پایه «اشه» و «مِهر»: ​∆هدف غایی ما رسیدن به صلحی پایدار است؛ اما نه صلحی که حاصل ترس از جنگ باشد، بلکه صلحی که از درون (پندار نیک) آغاز شده و در نظم راستین هستی (اشه) ریشه دوانده باشد. ما به دنبال جهانی هستیم که در آن «دوستی برای همه» یک قانون نانوشته در قلب هر انسان باشد. ​چشم‌انداز ما: {ما به دنبال دنیایی هستیم که در آن آخرین گلوله به خاک سپرده شود، آخرین مرزِ سیمی برچیده شود و تنها دینی که باقی می‌ماند، «راستی و عشق» باشد. ما برای ساختن تمدنی می‌جنگیم که در آن هیچ مادری نگرانِ شعله‌های جنگ و هیچ پدری شرمسارِ نگاهِ فرزندش نباشد.}